ميرزا شمس بخارايى

186

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

در قندهار ماندم ولى چون به محمود ميرزا اعتماد نداشتم ، فورا از قندهار بيرون آمدم و از راه سيستان خود را به قلعهء قاين خراسان رساندم و رئيس آنجا كه از دوستان ديرين خاندان من بود ، مرا به گرمى پذيرفت و همراه مهماندارى مرا روانهء تهران كرد . چون به تهران رسيدم فتحعلى شاه مرا به دربار بار داد . امّا پيش از آنكه به تهران برسم خبر يافتم كه بيگىجان جانى پس از شنيدن خبر فرار من تمام افراد خاندان مرا ابتدا در چاه زندانى كرده ، سپس يك يك را كشته است به اين بهانه كه چرا من به مملكتى گريخته‌ام كه او همه وقت به آن در خصومتى شديد به سر مىبرده است » . به اختصار از مجلهء يادگار ، س 2 ، ش 6 / 74 - 80 . خان مروى در تهران از احترام شايسته‌اى برخوردار بود . شاه شخصا به تسليت او رفت و تمام بزرگان ايل قاجار نيز چنين كردند ، حتى عباس ميرزا وليعهد از سوى شاه دستور يافت تا به ديدن خان مروى رفته به او تسليت بگويد . فتحعلى شاه پس از كشته شدن حاج ابراهيم كلانتر ، اعتماد الدوله شيرازى ، صدر اعظم خود ، به محمّد حسين مروى پيشنهاد صدارت كرد ، ولى او زير بار نرفت و گفت : با خود عهد كرده‌ام كه در هيچ كار دولتى مداخله نكنم ، فقط اگر روزگار يارى كند ، آرزو دارم كه انتقام خود را از امير بخارا ، شاه مراد ، بكشم و آن شهر را زير و زبر كنم . خان مروى در مدّت اقامت خود در ايران متمول شد و از پول خود مدرسه و مسجدى در تهران بنا كرد كه تا امروز به نام خودش معروف و مشهور است . محمّد حسين خان كه در تاريخ از وى به عنوان « فخر الدوله » نيز ياد كرده‌اند ، سرانجام در سال 1234 ه . ق ، در تهران در گذشت . مرآة البلدان ، ج 1 / 869 ، 858 . اين مطالب به نقل از مجلهء يادگار در رجال ايران ، ج 3 / 396 ، نيز آمده است . جنگ تيمور شاه با شاه مراد 116 / 3 - برناشف برناشف ( بورناشف ) در سالهاى : 1749 م ، و 1800 م ، دو بار به بخارا سفر كرده است . در اواخر سدهء هجدهم ، يونس - خان تاشكند - از تزار روسيه در خواست كرد ،